دولت تدبیر و امید مشگین شهر
معرفی مشگین شهر

معرفی مشگین شهر

نام قديم منطقه مشکين شهر خياو بوده است. اين شهر گذرگاه و پناه گاهي براي سوداگران و درمانده گان بود. در سده هاي اوليه اسلامي مجاهدان و از جان گذشته گاني بودند كه در سبلان سنگر مي گرفتند 

در سرشماري سال 1375 مشگين شهر 164007 نفر جمعيت داشت. مردم اين شهرستان مسلمان و شيعه مذهب بوده و به زبان تركي و فارسي صحبت مي كنند.
در شهرستان مشگين شهر هنرهاي دستي داراي قدمت و اصالت قابل توجهي بوده و نشان دهنده ذوق و سليقه سرانگشتان هنرمند مردمان اين منطقه است. بيش تر صنايع دستي منطقه را بافته هاي داري تشکيل مي دهند که از مهم ترين اين صنايع مي توان به قالي بافي، گليم بافي و جاجيم بافي اشاره نمود. علاوه بر اين بافته ها سفال گري نيز از صنايع دستي اين شهرستان محسوب مي شود.
جاذبه هاي طبيعي و بناهاي تاريخي زيادي در شهرستان مشگين شهر وجود دارند. قلعه قهقهه با عظمت خاص و منحصر به فرد خود در بين جاذبه هاي تاريخي جايگاه خاصي دارد و قلعه ديو قالاسي که قدمت آن به دوره هاي قبل از اسلام مي رسد، از مهم ترين ديدني هاي شهرستان مشگين شهر به شمار مي آيد.
ارشق که از نظر طبيعي ازمناطق بسيار زيباي مشگين شهر بوده و جالب ترين مراتع بهاره و پاييزه عشاير شاهسون را دارد نيز داراي قلعه اي است که در يک منطقه بي نظير و زيباي طبيعي قرار گرفته است. سنگ نبشته ها و کتيبه ها ي ارزشمند باستاني، گورستان هاي قديمي و قلعه هاي تاريخي به همراه کوه هاي مرتعي، رودخانه ها و ديگرجاذبه هاي طبيعي از مهم ترين مکان هاي ديدني اين شهرستان به شمار مي آيند.
صنايع و معادن
صنايع شهرستان مشگين شهر را به صنايع دستي و صنايع ماشيني تقسيم مي كنند. از مهم ترين اين صنايع مي توان به قالي بافي، گليم بافي و جاجيم بافي اشاره نمود. قالي هاي مشكين شهر شباهت زيادي به قالي هاي سراب دارد. در اين منطقه قالي ها و كناره هاي بادوام و ضخيم با طرح هاي هندسي بافته مي شوند.
از مهم ترين طرح هايي كه در قالي بافي اين شهرستان به كار مي روند مي توان به لچک، ترنج، كله قوچ، زرين، قلم و تک گل اشاره نمود. قالي از صادرات مهم اين شهرستان به شمار مي رود. صنايع پارچه بافي و صنايع كوچك محلي نيز در اين شهرستان رواج دارد.
کشاورزي و دام داري
مشگين شهر منطقه اي است كه عمده افراد آن به كشاورزي، باغ داري، دام داري و زنبور داري مشغول هستند مهم ترين محصولات اين شهرستان عبارت اند از: گندم، جو، بنشن، تره بار، برنج، سيب زميني، آفتابگردان، ذرت، گياهان علوفه اي، سيب، انگور، بادام، زردآلو، گردو، گلابي، گيلاس، آلبالو، هلو، شليل، شفتالو، آلو، آلوچه، به و توت. فرآورده هاي دامي و هم چنين تهيه عسل از مهم ترين فعاليت هاي اين شهرستان محسوب مي شوند.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
نام قديم منطقه مشکين شهر خياو بوده است. اين شهر گذرگاه و پناه گاهي براي سوداگران و درمانده گان بود. در سده هاي اوليه اسلامي مجاهدان و از جان گذشته گاني بودند كه در سبلان سنگر مي گرفتند. هر گوشه اين سامان، نشانه هايي از آن روزها را به يادگار دارد. هم چنين روشن گرديده که در زمان هايي دورتر، مدنيتي ناشناخته و بزرگ در اين حوالي بوده كه هم چنان دست نخورده در زير خاک مدفون است.
« خياو» در حاشيه سرزميني افتاده است كه روزگاري به اسم « آران » مشهور بود. اين منطقه زباني ويژه داشت كه تا سده چهارم هجري با همه آشفتگي ها و آميخته گي هايش پايدار بود. سكه هاي به دست آمده از منطقه، متعلق به چند دوره تاريخي با فاصله زماني كوتاه و دراز و بيش تر مربوط به زمان اتابكان آذربايجان است. نخستين سكه اي كه تازيان در«آران» زده اند، متعلق به سال 90 هجري است.
در اين منطقه، گورستان ها و نشانه هايي نيز از سال هاي اوليه اسلامي به جاي مانده است. از اين رو هر چند در بيش تر كتاب هاي جغرافيايي اسلامي، نامي از آن به ميان نيامده است، اما خياو يا مشگين شهر آبادي اسم و رسم داري بوده است. اما حمدالله مستوفي در سال 740 هجري خياو را قصبه اي خوانده است و حد و مرزش را نشان داده و حتي حقوق ديواني اش را ذكر كرده است:« خياو قصبه اي است در قيلي كوه سبلان افتاده است و چون سبلان در شمال اوست هوايش رو به گرمي مايل است. آبش از كوه جاري است. باغستان اندک دارد حاصلش غله بيش تر بوده، ‌مردمش اكثرا موزه دوز و چوخاگر هستند حقوق ديواني اش دو هزار دينار است».
بااين حساب، قدمت خياو را مي شود تا سده هاي اوليه اسلامي پيش برد. هر چند كه موقعيت جغرافيايي آن اين خيال را در ذهن به وجود مي آورد كه در سال هاي پيش تر نيز منطقه خالي از سكنه نبوده است. اين فكر را قبرهاي گبرها يا زردشتيان كه در همه جاي آن پراكنده است، بيش تر تاييد مي كند. هر چند که بيش تر آن چه از اين منطقه به دست آمده مربوط به دوره اسلامي است.
خياو در دوره صفويه بيشتر رونق گرفت. به گونه اي كه، يكي از اولاد شيخ صفي- شيخ حيدر- حاكم و والي منطقه مشگين و برزند مغان در يكي از دره ها به دست مردي به اسم شيروان شاه قره باغي كشته شد. وي نوه دختري شاه صفي و نوه پسري شيخ صفي بود. شاه اسماعيل فرزند اين مرد نيز در خياو به دنيا آمد.
كتاب با ارزشي به نام « تاريخ العجم و الاسلام » از دوره عباس ميرزا باقي مانده كه توسط شيخ عبدالغفور ثامن نامي نوشته شده است. در اين كتاب، نكته هاي مبهم مربوط به خياو و آبادي هاي اطراف آن روشن شده است. مدتي پس از حكومت عباس ميرزا در آذربايجان، خياو توجه ايلات شاهسون را كه در شرف قدرت گرفتن بودند جلب كرد. ييلاق هاي شاهسون ها در دامنه ساوالان رفته رفته گسترده تر شد و خياو را چون حلقه اي در ميان گرفت. سپس كشتار و غارت آغاز شد.
مدت ها اين وضع اسفناک ادامه داشت تا سرانجام در زمان ناصرالدين شاه، حاكمي به نام حسنعلي خان جنرال وارد مشگين شهر شد و شرارت ها را پايان بخشيد. با آغاز مبارزات مردم در راه كسب مشروطيت، روسيه تزاري هرج و مرج طايفه هاي شاهسون را به صلاح و صرفه خود نديد و به در خواست حكومت وقت، درصدد سركوب طايفه هاي ياغي و عصيان گر شاهسون بر آمد. چهار لشگر روسي از چهار طرف به سوي خياو حركت كردند.
ژنرال « مدداوف » از اردبيل و « دالما چوف » از تبريز، طوايف شاهسون را محاصره و پس از زد و خوردهاي شديد، آنان را وادار به تسليم كردند. سپس همه دارايي شاهسون ها تقسيم شد. اين سال را ايلات مبدا و ماخذ تاريخي قرار مي دهند كه در ميان آواره ها و چادر نشين ها به « بولگي ايلي » يا سال تقسيم مشهور است.
مشخصات جغرافيايي
مشگين شهر در 47 درجه و 41 دقيقه طول جغرافيايي و 38 درجه 23 دقيقه عرض جغرافيايي و در بلندي 1400 متري از سطح دريا واقع است. مركز اين شهرستان در منطقه اي كوه پايه اي و در 8 كيلومتري كوهستان سبلان قرار دارد. آب و هواي آن نسبتا سرد و نيمه خشک است. مسير مشگين شهر - اهر به طول 62 كيلومتر و راه مشگين شهر- اردبيل به طول 85 كيلومتر از مسيرهاي دسترسي اين منطقه به شمار مي روند.
طبيعت در شهرستان مشکين شهر
چشمه قينرجه مشگين شهر
چشمه قينرجه در جنوب باختري مشگين شهر و به فاصله تقريبي 22 كيلومتري آن واقع شده است. آب چشمه به رودخانه وارد مي شود و در مسير حركت آن رسوب هاي رنگي آهن و آلگ ها ديده مي شود. به سبب گرماي زياد آب چشمه را با مقداري آب سرد رودخانه مي آميزند و در حوضچه اي براي استحمام مورد استفاده قرار مي دهند. آب اين چشمه از دسته آب هاي كلروره سديک گاز دارخيلي گرم است و براي درمان لنفاتيسم، راشيتيسم، بيماري هاي زنانه، برخي از رماتيسم هاي مزمن استفاده مي شود و همچنين به سبب دارا بودن گاز، در زمينه بيماري هاي تنفسي كاربرد دارد.
چشمه ايلاوند مشگين شهر
چشمه معدني ايلاوند در فاصله 15 كيلومتري جنوب مشگين شهر از زمين مي جوشد. مظهر چشمه در پاي يک كوه واقع شده است كه در دو نقطه مشخص ظاهر مي شود. سطح قسمت هايي از حوضچه را آهک پوشانده است. آب چشمه از دسته آب هاي كلروفسفاته و بيكربناته كلسيک گاز دار گرم است.
چشمه قوتورسو مشگين شهر
در 60 كيلومتري جاده اردبيل ـ مشگين شهر و در 25 كيلومتري مشگين شهر روستايي وجود دارد كه به لاهرود معروف است. در 24 كيلومتري اين آبادي چشمه قوتور واقع شده است. در اين ناحيه تشكيلات آذرين زياد ديده مي شود و سنگ هاي رسوبي اطراف چشمه انبوهي گوگرد دارد. ارتفاع چشمه از سطح دريا در حدود 2300 متر است.
آب چشمه پس از خروج از زمين و عبور از مجرايي قنات مانند حوضي كم عمق راتشكيل مي دهد كه اطراف آن با سنگ پوشيده است و به عنوان استخري براي استحمام مراجعه كنندگان مورد استفاده قرار مي گيرد. بوي هيدروژن سولفوره در اطراف چشمه به شدت احساس مي شود. درجه حرارا ت آب در حوض و نزديک مظهر 41 درجه و هدايت الكتريكي آب براي 20 درجه حرارت 1700 است.
اين آب در رديف هاي آب هاي معدني سولفاته كلسيک و گوگرد خيلي گرم است كه آثار اسيد سولفوريک آزاد دارد. اهالي محل از شستن لباس در آب چشمه خودداري مي كنند و مي گويند كه اين كار باعث سوارخ شدن پوشاک آن ها مي شود.
کوهها
شهرستان مشگين شهر در منطقه‌ اي كوهستاني واقع شده و دامنه ‌هاي شمالي كوهستان سبلان كه بلندترين قله آن 4811 متر ارتفاع دارد به شهرستان مشگين شهر مشرف است. اين كوهستان كه از بلندترين كوه هاي ايران به شمار مي رود آتشفشاني خاموش است كه بيش تر پوشيده از برف و يخ است و چشمه‌هاي آب گرم و سرد فراواني دارد. مشگين شهر به صورت دشت وسيعي است كه با شيب تند به زمين هاي پست شمالي منتهي مي ‌شود. مرتفع‌ ترين و پرشيب ‌ترين قسمت اين شهرستان بخش جنوبي آن يعني دامنه ‌هاي شمالي و شمالي باختري توده ‌هاي آتشفشاني سبلان است كه به طور متوسط 2000 متر از سطح دريا ارتفاع دارد.
قسمت شمالي و باختري آن بين 100 تا 1000 متر ارتفاع دارد. بقيه زمين ها مسطح بوده و شيب ملايمي در جهت شمال و شمال خاوري دارند كه در نهايت به دشت مغان منتهي مي ‌شوند. سبلان در قسمت جنوب خاوري مشگين ‌شهر واقع شده و سراسر شمال اين شهرستان را دنباله كوه هاي ارسباران که از باختر به خاور کشيده شده، پوشانده است. در فاصله بين اهر و مشگين شهر كوه هاي دوسرداغ و ايلان داغ قرار دارند. علاوه بر اين ها ارتفاعات ديگري با جهت شمال خاوري - جنوب باختري به نام صلوات داغ در شمال مشگين شهر وجود دارد و چندين شعبه آبي از اين كوه به رود قره سو مي پيوندد.
کوهستان ساوالان اين شهرستان نيز صاحب 3 قله است که قله بلندتر آن يک درياچه بزرگ و بسيار زيبا به نام درياچه سبلان دارد. برخي از قلل مهم شهرستان عبارتند از: آت فنجلي، آراگالا سسي داغ، آق مسجد، توربه گوني داغ، چالداغ، چكي چاي، ساري گهل، شرفخانه، قاشقا داغ، قزقالانسي، ييلاق جَبلو و گلک علي داغ.
قلعه ها ، برجها و آتشکده ها در شهرستان مشکين شهر
ديوقالاسي مشگين شهر
اين بنا كه طي شماره 630 به ثبت آثار ملي رسيده است به «قلعه ديو» كه اهالي به آن «ديو قالاسي» مي گويند، معروف است. اين قلعه در شمال خاوري مشگين شهر ما بين روستاي قوزلو و كويج و در دامنه كوه سبلان قرار دارد و از مسير جاده انارقوزلو مي توان آن را بهتر ديد. با توجه به موقعيت قلعه و اشراف كامل آن به مناطق اطراف، اهميت فوق العاده سوق الجيشي آن زياد بوده است.
سفال هاي نخودي رنگ كه از اين قلعه به دست آمده، قدمت آن را به قبل از اسلام مي رساند. قلعه با سنگ هاي بزرگ به ابعاد 60 سانتي متر در 2 متر و 10 سانتي متر به شيوه قلعه هاي اوراتورها بدون ملات ساخته شده و داراي طبقات مختلف بوده كه قسمت اعظم آن از بين رفته است.
قلعه ارشق مشگين شهر
قلعه تاريخي ارشق هم چون ساير قلعه هاي قره داغ آذربايجان در 62 كيلومتري شمال باختري مشگين شهر و در سواحل باختري رودخانه پر آب قرار دارد و دريک منطقه بي نظير (از لحاظ طبيعت) واقع شده است. از نظر تاريخي، ارشق در منطقه اي قرار گرفته كه در عهد اشكانيان و ساسانيان مهد تمدن باستان بوده و آثار به دست آمده از دل خاک نشان گر اين واقعيت است. آثار عتيقه محدوده ارشق و آن چه از كندوكاو ارشق به دست آمده زينت بخش موزه ها بوده و ما را به يک دوره بي نظير تاريخي رهنمون مي سازد.
ارشق را در كتاب هاي جغرافيايي قديم جزو تومان مشگين به حساب آورده اند. چنان چه در سابقه تاريخي اين مجموعه آمده است « تومان مشگين، در اين 7 شهر است، مشگين، خياو، انار، ارجق(ارشق) و اهرو تكتپه و كليبر».
ارشق از نظر طبيعت منطقه بسيار زيباي مشگين شهر بوده و جالب ترين مراتع بهاره و پاييزه عشاير شاهسون مي باشد. دهستان ارشق كه «قلعه ارشق» به نام آن معروف شده است از خاور به خاک جمهوري آذربايجان، از باختر به دهستان مشگين خاوري و از شمال به دهستان برزند و اجارود و خروسلو محدود مي شود.
براي رسيدن به قلعه ارشق بايد از ميدان مركزي مشگين شهر به طرف روستاي نصيرآباد حركت كرد و از روستاي تنبق كه در كنار رود پرآب قره سو بنا شده گذشت. قلعه ارشق روي يک صخره بسيار بلند كوهستاني بنا شده است كه داراي برج ها و باروهاي متعدد مي باشد كه در اثر گذشت ايام ويران شده وآن چه باقي مانده تعداد 4 عدد برج نيمه استوانه اي و يك اتاق بزرگ و بقاياي ديواره قلعه است. قلعه ارشق از سه طرف به پرتگاه ها عميق و مخوف كوهستاني مشرف مي شود و تنها از يک سمت و بخش خاوري آن مي توان به قلعه راه يافت. نوع سنگ هاي به كار رفته از سنگ هاي لاشه اي بوده و ملات آن از نوع ساروج آهكي مي باشد.
در مورد وجه تسميه ارشق نيز بايد ياد آور شويم در زمان اشكانيان كه سرزميني وسيع از جمله سرزمين آذربايجان را در تصرف داشتنند، به خاطر نبرد با دولت امپراطوري روم براي تسلط بر ارمنستان و ضميمه آن نواحي به ايران و ايجاد منطقه حايل بين ايران و امپراطوري روم مهم ترين و بزرگ ترين لشكركشي هاي تاريخي در آذربايجان انجام گرفته است و به علت نياز به دفاع در مقابل هجوم دشمنان يا استقرار نيروهاي تدافعي و احداث پادگان هاي نظامي ضرورت چنين ايجاب كرده كه در تمام كوهستان هاي بلند و مهم استراتژيكي قره داغ آذربايجان، قلعه هاي نظامي احداث و ايجاد گردد.
نام قلعه ارشق شايد مشتق از كلمه «ارشك» يا «اشك» كه لقب شاهان اشكاني بوده گرفته شده و اين قلعه نيز به نام يكي از شاهان آن سلسله بنا شده، و در درازاي تاريخ به نام قلعه ارشق معروف گشته است و در حال حاضر آثار به دست آمده در محدوده ارشق اين واقعيت را كه قلعه ارشق از قلعه هاي نظامي دوره اشكانيان بوده است نشان مي دهد.
قلعه قشلاق زاخور مشگين شهر
قلعه قشلاق زاخور، قلعه اي قديمي و بسيار ديدني است. اين قلعه در قسمت شمالي شهرستان مشگين شهر در بخش مشگين باختري در ارتفاعات كوهستاني بسيار دل انگيز واقع در قشلاق زاخور و كنار رودخانه قره سو قرار گرفته است و براي رسيدن به آن بايد از روستاهاي پريخان، قورت تپه – قره باغلار و صاحب ديوان عبور كرد تا به آخرين روستاي اين منطقه يعني روستاي دوست بيگلو رسيد.
قلعه در قشلاق همين روستا در كنار رودخانه قره سو قرار دارد.
قلعه قشلاق زاخور در بين مردم قلعه « قره لر» نيز خوانده مي شود، زيرا در كنار آن قشلاق «قره لر» نيز واقع شده است. اين قلعه در خاور روستاي دوست بيگلو است و فاصله اش تا مشگين شهر حدود 50 كيلومتر است. راه كوهستاني قلعه از روستاي دوست بيگلو از ميان دره اي بسيار زيبا و پوشيده از بوته ها و درختچه هاي نيمه جنگلي و تنگ ارس يا سرو كوهي که در محل «پوروق» مي گويند و قره تيكان يا خارسياه و بوته هاي استپي و علوفه مرتعي و تمشک و نسترن مي گذرد. قلعه زاخور بر روي صخره هاي كوهستاني با پايه هاي مستحكم ساخته شده و ارتفاع قلعه كه از روستاي دوست بيگلو بسيار جالب و تماشايي به نظر مي رسد، حدود 200 متر است.
آثاري از قلعه بر روي صخره هاي بلند منطقه هنوز هم باقي مانده است. روي يكي از سه برج، سنگ هاي لاشه اي كه با تيشه به اشكال مكعب درآمده برج هايي احداث كرده اند كه اين سنگ ها در ده رديف از سنگ هاي محلي و تيشه اي در بنا به كار رفته اند. ملاط برج ها و باروها كلا از ساروج و مخلوطي از آهک و خاک رس زرد رنگ است. قلعه از طرف خاور و باختر و جنوب مشرف به پرتگاهي مخوف است و تنها از يک راه كوهستاني به فراز قلعه راه وجود دارد. سلطان ساوالان در سمت جنوبي اين قلعه كاملا نمايان است.
در محوطه قلعه آثار زمين ساختي به صورت دايک و سنگ هاي خروجي از نوع بازالت و نوعي گرانيت و كنگلومرا و گدازه هاي فرسايش يافته آتشفشاني به چشم مي خورد و قلعه بر روي يكي از گدازه هاي مخروطي مانند بنا شده است.
در بخش جنوبي قلعه كه مشرف به پرتگاه است يک غار طولاني به ارتفاع حدود 4 متر وجود دارد و احتمال مي رود روزگاري مورد استفاده قرار مي گرفته است. داخل غار بسيار تاريک وخوفناک است. در سمت خاوري قلعه تعدادي از برج هاي فروريخته به تعداد 5 برج به چشم مي خورد كه سنگ هاي ديواره آن هنوز در محل باقي مانده است. از اين برج ها به عنوان قرار گاه نگهباني استفاده مي شده است. از قراين و شواهد موجود چنين بر مي آيد كه قلعه زاخور قشلاق از آثار دوره اشكانيان بوده است و آثار نظير اين قلعه درخود شهرستان مشگين شهر، مغان و هوراند در سطح گسترده اي وجود دارد كه آغجا قلعه، برزند، ارشق و اولتان از اين جمله هستند.
شكي نيست كه مشگين شهر در ادوار قبل از اسلام از نقاط معروف و منطقه تاريخي و نظامي آن روزگار بوده و آثار به دست آمده از حفاري ها كه در موزه هاي تبريز و مراغه نگهداري مي شود، دلالت بر صدق اين ادعاست.
بنابراين قلعه راخور يا قره لر نيز يكي از استحكامات نظامي دروه اشكاني در منطقه بوده و بعدها نيز از اين قلعه در حفاظت منطقه دربرابر تجاوز دشمنان بهره مي جستند. به خصوص اين كه، اين قلعه در منطقه اي قرار گرفته كه از فراز آن مي شود بر همه جهات، حتي نقاط بسيار دور مسلط شد.

۱۳۸٥/۱٢/٩ - حامی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows