دولت تدبیر و امید مشگین شهر
گردشگاههاي مشكين شهر

گردشگاههاي مشكين شهر

1- سبلان (ساوالان )
رشته كوه ساوالان در جنوب شرقي خياو و در فاصله 25 كيلومتري آن واقع شده است . ارتفاع آن بلندترين نقطه آن با نام سلطان ساوالان 4811 متر مي باشد . سلطان پس از دماوند معروفترين كوه ايران است كه درياچه اي زيبا در قلعه آن وجود دارد . ساوالان با رودها ، يخجالها ي دائمي و طبيعتي بكر ، نمونه ايست از هنر بي همتاي خلاق آن .
اين كوه بنا به روايات محل عبادت زرتشت ، پيامبر ايران باستان و جولانگاه بابك خرمدين بوده است.

2- پارك جنگلي:
در جنوب شرقي شهر واقع شده است و جاده آسفالته اي به طول 3 كيلومتر دارد در روزهاي تعطيل محل گردش و تفريح ساكنان بومي و گردشگران است.

3- شيروان دره سي:
در 30 كيلومتري جنوب شرقي خياو و در ارتفاع 2300 متري قراردارد . مساحتش بالغ بر 75 كيلو متر مربع است و محل زندگي حيوانات وخشي و پرندگان مي باشد . همچنين داراي صخره ها و غارهاي ديدني است.

4- هوشنگ ميداني
نام اصليش اشك ميداني است كه يادگار اشكانيان در جنگ با روميان است و گويا محل يييلاق لشكر اشكانيان بوده است . اين گردشگاه با طبيعتي زيبا در ارتفاع 2725 متري واقع شده است .
بنا به روايات اين ميدان ، محل جنگ بابك خرمدين با اعراب بوده است.

5- آبهاي معدني
قوتور سويي- قينرجه – ايلاندو – شابيل – مليك سويي – موئيل سويي – آق سو

6- ساير گردشگاهها
دامنه هاي سبلان ، قاراگول ، آيقار ، موئيل ، ساربانلار ، حاجيلو ، نصرآباد ، تبنق ، ارباب كندي و حرم داغي

۱۳۸۳/۱٠/۱٥ - حامی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

سام ميرزا فرزند شاه اسماعيل

سام ميرزا فرزند شاه اسماعيل اول روز سه شنبه 21 رمضان شعبان 923 متولد شد درايام جواني عليه سلطنت برادرش شاه طهماسب اول ، عصيان كرد و به هندوستان رفت بعدها از اين كار پشيمان شد نامه اي به برادر نوشت و مورد عفو قرار گرفت درسال 976 باز عصيان كرد و دستگير گرديده در قلعه قهقهه مشکین شهر زنداني گشت و با خانواده اش درآنجا زندگي مي نمود در سال 974 روزي درآن قلعه با دو تن ازفرزندان القاص ميرزا نشسته مشغول صحبت بود ناگاه زلزله شديدي اتفاق افتاد و سقف ريخت. سام ميرزا مرد ادبيي بود و شعر نيز مي سرود اودرسال 967 ديواني به عنوان تحفه سامي جمع كرده است و نوشته اند كه حاوي احوال 6664 نفر از شعراي معاصر مي باشد.

۱۳۸۳/۱٠/۱٥ - حامی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

مشكين شهر

 از نظر تاريخي مشكين شهر با داشتن بيش از 420 محوطه تاريخي و باستاني و اماكن متبركه يكي از شهرستان‎ هاي مهم استان اردبيل مي ‎باشد و مي‎توان به اغراق ادعا كرد كه در آذربايجان از نظر اماكن باستاني و تاريخي كمتر منطقه‎ اي به پاي خياو و يا مشكين شهر مي‎ رسد.
به رواياتي نام قديم مشكين ‎شهر اورامي و يا وراوي محل تولد سعد الدين وراويني دانشمند و مترجم مرزبان‎ نامه در قرن ششم هجري قمري بوده است.
سرزمين مشكين ‎شهر كه از نظر فرهنگي مي‎ تواند در حد يك ايالت در جهان باستان‎ شناسي مطرح گردد كه به احتمال فراوان در گذشته‎ هاي دور با فلات اردبيل و مناطق مغان و ارسباران تشكيل سرزمين واحدي را مي‎ داده كه چنين منطقه وسيع, پرنعمت و بابركت از دير باز مي‎ توانسته نياز بسياري از اقوام گله‎ دار را كه هميشه در حال كوچ ييلاق و قشلاق مي‎باشند, برآورد. و چه سندي گوياتر از وجود بسيار سودمند عشاير غيور ائل سون(شاهسون) مي ‎باشد كه در طول تاريخ جولانگاهشان دامنه‎ هاي سرسبز و خرم سبلان بوده است و هنوز هم ميعادگاهشان خياو و ييلاق هاي باصفاي سبلان مي‎ باشد.
شهرستان مشكين ‎شهر به لحاظ موقعيت طبيعي و استثنايي داراي تپه‎ ها,قلعه‎ ها, اماكن تاريخي و مذهبي بسيار فراوان مربوط به ادوار تمدن‎ هاي ماقبل تاريخ و ادوار تاريخي قبل و بعد از اسلام مي‎ باشد. از جمله وجود نقوش صخره‎ اي آثار تمدن انسان‎ هاي ماقبل تاريخ در محدوده كناره رودهاي قره ‎سو, دره ‎رود و شكلي ‎داش ارشق, سنگ افراشت‎ هاي مجسم ه‎اي هزاره قبل از ميلاد معروف به شهر‎ييري و مكتب اوشاقلاري كناره رود قره ‎سو, سنگ‎ نبشته پهلوي ساساني, قلعه كهنه, قلعه معروف قهقهه(محل زنداني شدن شاه اسماعيل دوم صفوي)..., قلعه ارشق, ديو قلعه‎ سي(دژ بهمن), بقاياي كاروان سراهاي رضي, قانلو بلاغ, قره قيه ..., بقاياي پل‎ هاي تاريخي
دوجاق, كورپي‎ قلاغي قره قيه-لعل گنج, قره آغاج چرچيلو بر روي رودخانه‎ هاي دره‎ رود و قره‎ سو, مقبره شيخ حيدر, قبور شهداي عصر صفوي, سردابه مسجد جنت سرا, خليفه قبري كوچه ولي عصر, بقاياي آب انبار(بوز خانا), بقاياي برج و باروي منظم قلعه ‎سي, قبور خليفه الخلفا در انار,مقابر امام زاده‎ هاي حضرات سيدسليمان فخر آباد, سيدجعفر انار, سيد عمادالدين رحيم بيگلوي سفلي و بقاياي امام‎زاده ‎هاي بابيان و پير محمد روستاي ارباب‎ كندي و صدها آثار متنوع ديگر را در خود جاي داده است.
مولف كتاب «زينه المجالس» اين منطقه را ملوك پيشكين خوانده و در وجه تسميه آن مي‎ نويسد:چون محمدبن‎پيشكين گرجي در زمان اتابكان آذربايجان حاكم اينجا بوده بنام او معروف گشته و در نتيجه كثرت استعمال, پيشكين به مشكين تبديل گشته كه امروزه به دو نام (خياو و مشكين ‎شهر) شهرت دارد.
حمد الله مستوفي (جغرافيدان و نويسنده قرن هشتم هجري قمري) در كتاب نزهه ‎القلوب آورده كه پيشكين در اصل «وراوي» ناميده مي‎ شد و داراي هفت شهر بوده و جزء تومان پيشكين بودند, شامل: پيشكين, خياو, انار, ارجاق, اهر, تكلفه و كليبر است كه با بررسي‎ هاي انجام يافته به احتمال قوي با توجه به بقاياي موجود محل استقرار شهر پيشكين, مركز ايالت آن زمان, در محوطه كلولي خرابه ايلانلي‎ داغ قره‎ باغلار, هلي و صاحب ديوان بوده و در دوره حكومت آق ‎قويونلو و قره ‎قويونلو و اوايل نهضت ‎هاي صفويه بويژه در زمان شيخ جنيد و فرزندش شيخ حيدر و بلحاظ تولد بنيانگذار حكومت شيعه در ايران, شاه اسماعيل اول صفوي, به سال 890 هجري قمري در شهر خياو, اين شهر از رونق و اهميت خاص برخوردار بوده و خود شيخ حيدر مدتي حاكم و والي شهر خياو و مغان بوده و در زمان افشاريه نيز نادرشاه قبل از رفتن به مغان براي تاجگذاري در مركز دارالحكومه شهر( كهنه قلعه) بيتوته كرده و محل اسقرار لشكريانش قرار داده و در آباداني شهرو مركز دارالحكومه همت گماشته است. و در دوره قاجاريه بخصوص در زمان جنگ‎هاي 13 ساله ايران و روس اين شهر از مراكز بسيار مهم براي استقرار لشكريان سردار لايق عباس ميرزا بوده و در طول تاريخ داراي شخصيت‎ ها و علما و رجال بزرگي بوده از قبيل سعدالدين وراويني دانشمند و مترجم مرزبان‎ نامه, شيخ محمود خياوي عارف بزرگ قرن هفتم هجري قمري (مدفون در ليمر محله شهرستان آستارا), پير محمد پيشكيني از عرفا و ياران شيخ صفي الدين اردبيلي (مدفون در محله معروف به امام زاده روستاي ارباب كندي), شيخ ابوالحسن مشكيني اهل احمد بيگلو (مدفون در نجف اشرف) كه يكي از آثار علمي وي حاشيه بر كفايه الاصول آخوند خراساني مي باشد. ايشان استاد حضرت آيه الله مرعشي نجفي نيز بوده ‎اند.
در دوره معاصر نيز بويژه در جريان نهضت مشروطيت علما و رجال بزرگي از اين شهر برخاسته ‎اند از جمله ملا امام‎ وردي مشكيني كه از روحانيت غيرتمند و تحصل كرده نجف اشرف بوده و با جلوگيري از يورش طوايفي از عشاير شاهسون از غارت شهر هاي همجوار نقش بسيار مهمي در پيروزي و به ثمر رساندن نهضت قيام مشروطيت ايفا كرد. او كه با سران مشروطه تبريز ارتباط تنگاتنگ داشته است و در جريان بازگشت از جلسه سران مشروطه تبريز به مشكين, شبانه به وسيله مزدوران حاكم وقت اردبيل, به نام امير معزز دستگير و به تبريز انتقال يافته و در پشت نارين قلعه بدار آويخته مي شود. شيخ يوسف افقهي و شيخ قاسم پريخاني از ديگر علماي منطقه بودند و آيت ‎الله شيخ علي مشكيني آلني از فقها و دانشمندان عصر حاضر, رئيس محترم مجلس خبرگان و امام جمعه قم و مدرس حوزه ‎هاي علميه قم, و ده ‎ها تن از علما و روحانيون و اساتيد دانشگاه‎ ها ‎و مراكز آموزش عالي مي‎ باشد و در طول 8 سال دفاع مقدس به خاطر حضور بسيار پرشور و علاقمند هزاران تن از بسيجيان جان بر كف به نجف آباد دوم شهرت يافته است و بيش از 600 شهيد تقديم اين نظام مقدس كرده كه سردار شهيد سرتيپ پاسدار حاج مير محمود بني‎ هاشم و حجت‎ الاسلام و المسلمين حاج شيخ علي محبي... از سرداران معروف و از جان گذشتگان هشت سال دفاع مقدس مي‎ باشند


۱۳۸۳/۱٠/۱٥ - حامی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

جوان 20 ساله‌ به علت خفگي در استخر سرپوشيده سبلان مشكين‌شهر جان سپرد

 

جوان 20 ساله  در استخر سرپوشیده سبلان مشکین شهر بعلت سهل انگاری و عدم مسئولیت پذیری مسئولان استخر غرق شد

 

جوان بیست ساله ای به نام حسن نورمحمد نصرآبادی در استخر سرپوشیده سبلان مشکین شهر بعلت سهل انگاری و عدم مسئولیت پذیری مسئولان استخر بر اثر خفگی در آب جان خود را از دست داد آقای محمد حسینی رئیس تربیت بدنی مشکین شهر در این رابطه گفت علیرغم دادن تذکرات مکرر در مورد رعایت موارد ایمنی خصوصا حضور ناجیان غریق در استخر متاسفانه کوتاهی انجام شده در این خصوص از سوي متولي مربوطه  موجب بروز اين حادثه تاسف بار شده است 

۱۳۸۳/۱٠/۱٥ - حامی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

مشخصات آبهاي گرم معدني مشكين شهر

مشخصات آبهاي گرم معدني مشكين شهر
خواص درماني فاصله تا مركز شهرستان درجه حرارت آب نام آب معدني بخش شهرستان
آرام بخش عصبي 13 كيلومتر 35 ايلاندو مركزي مشكين
آرام بخش عصبي 42 كيلومتر 10 ترش سو مركزي مشكين
آرام بخش عصبي 15 كيلومتر 45 دوبدو مركزي مشكين
دردهاي مفصلي 42 كيلومتر 49 شابيل مركزي مشكين
آرام بخش و جلدي 47 كيلومتر 40 قوتور سوئي مركزي مشكين
دردهاي مفصلي 15 كيلومتر 86 قينرجه مركزي مشكين
آرام بخش عصبي 20 كيلومتر 40 ملك سوئي مركزي مشكين
آرام بخش عصبي 16 كيلومتر 42 موئيل مركزي مشكين

۱۳۸۳/۱٠/۱٥ - حامی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

سبلان


قله سبلان با ارتفاع 4811 مترسومين قله بلند ايران و يکی از زيباترين قلل دنيا به شمار می آيد. ويژگيهای خاصی که هم قله و هم منطقه دارد اين قله را از بقيه قلل متمايز می کند. اين کوه درشهرستان مشكين شهر واقع شده و از هر 4 طرف به دشتهای وسيعی ختم می شود.

كوهستان عظيم وآتش فشان سبلان كه به زبان آذري ساوالان خوانده مي شود از كوه هاي متعدد بلندي چون صائين ، نرميق ، قوشه داغ ، و… تشكيل شده است. دامنه هاي اين كوهستان در بخش مركزي از چهارسو به شهرستان هاي مشکين شهر و اهر در شمال ، تبريز در مغرب ، سراب درجنوب و اردبيل در شرق مشرف مي باشد. سبلان به شكل مخروط زيبائي است و دهانه آتش فشان خاموش آن در حال حاضر به صورت درياچه اي در آمده است. اطراف اين درياچه در تمام سال پوشيده از برف و يخ است. قله اصلي يا آتش فشان آن به نام "سلطان ساوالان" بلندترين نقطه آذربايجان و پس از دماوند بلندترين قله ايران است. کوهستان ساوالان از كانون هاي مهم آبگير دائمي رودهاي آذربايجان مي باشد. دامنه هاي شمالي آن به دره رود قره سو و اهرچايي و دامنه هاي جنوبي آن به شاخه ها ي آجي چاي منتهي مي گردد. بنابراين سبلان بخش عمده اي از آب هاي حوضه رود ارس و درياچه اروميه را تامين مي كند در دامنه هاي سبلان چشمه هاي فراوان آب گرم وآب سرد معدني وجود دارد از جمله موئيل سويي ، شابيل ، قوتورسويي و ...كه در فصول مختلف مورد استفاده اهالي مشكين شهر وگردشگران قرار مي گيرد. در بالاي قله سبلان حفره اي وجود دارد كه دهانه آتش فشان سبلان بوده است و امروزه به صورت درياچه اي در فصل گرم ظاهر مي شود

۱۳۸۳/۱٠/۱٥ - حامی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

زيستگاه مشكين شهر

زيستگاه هوشنگ ميداني و قره گؤل مشكين شهر

اين ميدان , منطقه اي مسطح است كه در دامنه شمال غربي سبلان به ارتفاع 2725 متر از سطح دريا واقع شده است . تالاب قره گؤل نيز به قطر تخميني 300 متر در قسمت شمال غربي دامنه هاي هرم و جنوب شرقي زيستگاه هوشنگ قرار دارد . حيوانات و پرندگان وحشي در هوشنگ ميداني و تالاب قره گؤل متنوع اند .
زيستگاه تنبق مشكين شهر
اين زيستگاه در شمال غرب مشگين شهر واقع شده است و 18 كيلومتر با آن فاصله دارد. در حدود 70 كيلومتر مربع مساحت دارد و محل زيست كل و بز , خوك , خرگوش , گرگ و كبك است . اين منطقه در ارتفاع 1800 متري از سطح دريا قرار گرفته است .
زيستگاه ارباب كندي مشكين شهر
اين زيستگاه در 42 كيلومتري شمال شرق مشگين شهر و 55 كيلومتري شمال غرب اردبيل واقع شده است , 70 كيلومتر مربع وسعت دارد و در ارتفاع 1500 متري از سطح دريا قرار گرفته است . كل و بز , خوك , گرگ , روباه , خرگوش , كبك و مرغابي از جمله وحوشي هستند كه اين منطقه را مامن زيست خود ساخته اند .
زيستگاه موويل مشكين شهر
اين زيستگاه در جنوب مشگين شهر و در غرب كوههاي هرم سبلان واقع است .ارتفاع اين منطقه از سطح دريا 3200 متر است . در اين زيستگاه , قوچ و ميش ارمني , كل و بز از نوع سفيد طوقدار , كبك دري , خرس قهوه اي و خاكستري , گرگ , خوك , خرگوش , انواع پرندگان شكاري و لاشخور زندگي مي كنند.
زيستگاه شيروان دره سي مشكين شهر
”شيروان دره سي “ زيستگاهي است كه در 20 كيلومتري جنوب شرق مشگين شهر قرار دارد . ارتفاع آن از سطح دريا 2200 متر و مساحت آن 75 كيلومتر مربع برآورد شده است .زيستگاه ” شيروان دره سي “ , محل زندگي دايمي وحوش مانند : كل وبز , خوك , روباه , گرگ , قوچ و ميش ارمني , خرگوش , كبك , كبك دري, قمري , فاخته و شماري از پرندگان مهاجر است .

زيستگاه حاجي لو مشكين شهر
اين زيستگاه در 22 كيلومتري شمال مشگين شهر در كوه هاي حاجيلو واقع شده است . داراي 70 كيلومتر مربع وسعت و ارتفاعي حدود 1900 متر از سطح درياست . حيواناتي مانند : كل وبز , خوك , گرگ , خرگوش , روباه و كبك اين منطقه را به عنوان محل زيست خود برگزيده اند .

۱۳۸۳/۱٠/۱٥ - حامی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

آثار تاريخي مشكين شهر


1- سنگ نوشته شاپور دوم ساساني در حاشيه شرقي مشكين شهر و نزديكي كهنه قلعه واقع شده است .
ابعادش 10/1 در 30/2 سانتي متر وبه خط پهلوي ساساني بوده است كه در سال 337 ميلادي به دستور نرس هرمزد والي اين نواحي نوشته شده است . كه اكنون چيزي از آن نوشته ها باقي نمانده است
2- قبره شيخ حيدر
برج بلندي است در مركز شهر به ارتفاي 18 متر و 5/10 متر ، كه بناي آن را به اوايل قرن ده هجري نسبت مي دهند.
شيخ حيدر پدر شاه اسماعيل صفوي است و خياو محل تولد شاه اسماعيل صفوي مي باشد.

3- قلعه قهقهه
در 80 كيلومتري مشكين شهر واقع شده است و زندان مخوف دوران صفويه بوده است.

4- كهنه قلعه
در حاشيه شرقي مشكين شهر قراردارد گويا مكاني نظامي بوده است . بناي آن به دوران افشاريان ، صفويه ، ساسانيان و حتي اشكانيان نسبت مي دهند. كه متاسفانه در حال نابودي مي باشد

5- قلعه ارشق
در 60 كيلومتري شمال غربي مشكين شهر واقع شده است. گويا در عهد اشكانيان و ساسانيان قلعه اي نظامي بوده است

6- ساير آثار باستاني
ديو قالاسي در 5 كيلومتري روستاي كويج
روستاي تاريخي اونار
قلعه قشلاق اخور در 50 كيلومتري شمال مشكين شهر
مقبره سيد سليمان در فخرآباد
مقبره سيد جعفر در اونار
قلعه بربر در اونار
مقبره سيد ابراهيم در لاهرود
مسجد تاريخي جنت سرا در مركز مشكين شهر
كاروانسراهاي قانلي بلاغ

۱۳۸۳/۱٠/۱٥ - حامی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

شاه اسماعيل صفوي فرزند مشکين شهر

شاه اسماعيل صفوي فرزند مشکين شهر

تشكيل دولت صفوي در اوايل قرن دهم
هجري قمري ( ابتداي قرن شانزدهم ميلادي ) يكي از رويدادهاي مهم ايران محسوب مي شود . پيدايش اين دولت كه بايد آن را سرآغاز عصر تازه اي در حيات سياسي و مذهبي ايران دانست موجب گرديد استقلال ايران بر اساس مذهب رسمي تشيع و يك سازمان اداري بالنسبه متمركز ، تامين گردد . گذشته از آن تاسيس و استقرار اين دولت زمينه اي را فراهم ساخت تا خلاقيتهاي فرهنگي و هنري معماري ، تداوم و امكان تجلي و رشد يابد و نمونه هاي بديعي از اين امور (‌ به ويژه در زمينه هنر و معماري ) پديد آيد . با آغاز روابط سياسي با دولتهاي اروپايي و سرزمينهاي همجوار ، بازرگاني توسعه يافت . لازم به ذكر است كه اين امر موجب تحول در اقتصاد داخلي گرديد و اين تحول در توليد و فروش ابريشم و ايجاد مراكز بزرگ بافندگي بسيار موثر افتاد
.
در سال 907 ه.ق. شاه
اسماعيل اول فرزند مشکین شهر (‌ فرزند شيخ حيدر صفوي ) با كمك قزلباشان منتسب به خانقاه مشکین شهر ، پس از شكست فرخ يسار ( پادشاه شروان ) و الوند بيگ آق قويونلو ، شهر تبريز ( پايتخت دولت آق قويونلو ) را به تصرف درآورد . در همين شهر بود كه دولت صفوي را بنيان نهاد و مذهب شيعه دوازده امامي را مذهب رسمي ايران اعلام كرد . او در نخستين سالهاي سلطنت خود تمامي قدرتهاي خود مختار داخلي را برانداخت و زمينه ايجاد حكومت مركزي را فراهم ساخت .

با اينكه تاسيس دولت صفوي به دست شاه
اسماعيل در سال 907 ه.ق. انجام گرفت ولي علل و عوامل تكوين اين دولت به دو قرن قبل از آن بازمي گشت. با اين نظر اجمالي به تاريخ اجتماعي ايران بعد از اسلام ، بايد گفت كه ايجاد دولت شيعي صفوي نقطه اوج نهضتهايي بود كه به طرفداري از تشيع عليه حكومتهاي بني اميه و بني عباس و قدرتهاي همسوي آنان صورت گرفت . هجوم مغول در اوايل قرن هفتم ه.ق. و سقوط بغداد ( مركز خلافت عباسي ) در آغاز نيمه دوم اين قرن زمينه و شرايط مساعدي را فراهم كرد تا پيروان مذاهب ( به ويژه تشيع و نحله هاي فكري وابسته به آن )‌ امكان بيشتري براي رشد و توسعه پيدا كنند . در واقع قرن هشتم و نهم هجري ( به خصوص دوران انحطاط حكومت ايلخانان و تيموريان ) تا حد زيادي به رشد تشيع و تصوف كمك كرد . شيخ صفي الدين اسحاق اردبيلي نياي بزرگ صفويان و پيشواي طريقت صفوي در عصر ايلخانان مي زيست . تولد او به سال 650 ه.ق. و وفاتش به سال 735 ه.ق. روي داد و با ايلخاناني همچون سلطان محمود غازان خان اولجايتو و سلطان ابوسعيد بهادرخان معاصر بود .
بر پايه يكي از قديمترين متون صفويه ( صفويه الصفاء تاليف اين بزاز ) جد
اعلاي شيخ صفي الدين موسوم به فيروزشاه زرين كلاه در ناحيه مغان و مجاورت غرب گيلان توطن اختيار نمود و فرزندان او در آن نواحي با حسن سلوك و پرهيزگاري و زهد روزگار مي گذرانيدند . صفي الدين كه هشتمين نسل فيروزشاه بود در آغاز جواني با شور و اشتياقي كه در كسب عرفان داشت به دنبال مراد از شهري به شهري مي رفت . سرانجام در گيلان به خانقاه شيخ تاج الدين ابراهيم ( معروف به شيخ زاهد گيلاني )‌ رسيد و در سلك مريدان او در آمد . شيخ كه استعداد ذاتي و صلاحيت او را در سيرو سلوك دريافته بود ، وي را به جانشيني خويش انتخاب كرد و در سال 700 ه.ق. كه شيخ زاهد وفات يافت صفي الدين به جاي او بر مسند ارشاد نشست و شهر اردبيل را كه موطنش بود مركز فعاليت خود ساخت و خانقاهي در آن بر پا نمود . اين خانقا به زودي مركز تجمع پيروان شيخ صفي شد . ظلم و جور حكام ايلخاني و كارگزاران آنان و مضيقه هايي كه براي مردم فراهم مي كردند ،خانقاههاي آن روزگار را به مراكز تجمع ناراضيان و انديشه وران تبديل كرده در اين ميان خانقاه شيخ صفي از موقعيت ممتازي برخوردار بود . همچنين موقعيت مشکین شهر و اردبيل بر سر راههاي ارتباطي گيلان و اران و آذربايجان و آناتولي و نيز نفوذ معنوي شيخ و احترامي كه ايلخانان معاصر او برايش قايل بودند بيش از پيش بر اهميت اين خانقاه افزود .
شيخ صفي الدين در سال 730 ه.ق. در حالي كه مريدان بسياري در
حلقه طريقت او فراهم آمده بودند ، زندگي را بدرود گفت و فرزندش ، صدر الدين موسي جانشين او شد . از اين زمان تا دوران كه شيخ جنيد به پيشوايي رسيد رهبران خانقاه تنها كوشش خود را صرف تبليغ و ارشاد مريدان در مناطق دور و نزديك مي كردند و در اين دوران كه از سال 730 تا 830 ه.ق. به طول انجاميد نفوذ طريقت صفوي در ميان عشاير محروم و تهيدست آناتولي ( كه از تركان مهاجر آن ديار بودند ) و شيعيان جزيره و شامات و جبل لبنان بالا گرفت . ولي از زمان كه شيخ جنيد به پيشواي خانقاه رسيد به علت انتشار تشيع غالي در سرزمينهاي ياد شده – به ويژه در آناتولي – و همبستگي افكار صوفيانه با آرمانهاي تشيع ، خانقاه اردبيل به مركز تبليغات شيعي تبديل شد . بروز اختلافات بين حكام سلسله هاي آق قويونلو و قره قويونلو و موقعيت خانقاه در اين كشمكشها سبب گرديد تا طريقت صفوي به جريانات سياسي و نظامي وقت كشانده شود . شيخ جنيد ، كه توسط جهانشاه قره قويونلو از اردبيل تبعيد شده بود ، در ديار بكر مورد حمايت اوزون حسن رقيب جهانشاه قرار گرفت و با كمك او به تجهيز طرفداران خود در ميان قبايل ترك و شيعيان پرداخت . وي در جنگهايي كه به خواست اوزون حسن برپا شده بود ، شركت كرد . اما در سال 860 ه.ق. كه به عنوان جهاد مذهبي به ناحيه شروان رفت ( در جنگ با شروانشاه ) به قتل رسيد . پس از وي حيدر ( فرزندش ) جاي او را گرفت . او نيز مانند پدر از حمايت اوزون حسن برخوردار گرديد و امير آق قريونلو ، دختر خود را به ازدواج او در آورد .

شيخ حيدر ( يا به قول مورخان عصر صفوي ، سلطان
حيدر مدفن در مشکین شهر) در اردبيل و مشکین شهر از صوفيان سرسپرده خود نيرويي منظم و مسلح به وجود آورد كه به علت كلاه دوازده ترك و متحدالشكل آنان به تاركي سرخ منتهي مي شد ، به " قزلباش " معروف شدند . اين نيرو بعدها در شكل گيري دولت صفوي نقش عمده اي ايفا كرد .
سلطان حيدر كه بلندپروازيهاي پدر را در جهاد مذهبي با
شروانشاه دنبال مي كرد در راس جنگجويان خود به شروان لشگر كشيد . ولي با تمام جلادت و رشادتي كه به خرج داد از قواي متحد شروانشاه و يعقوب بيك آق قويونلو شكست خورد و كشته شد ( 893 ه.ق. ) فرزندانش علي ، ابراهيم و اسماعيل به فرمان يعقوب بيك در قلعه استخر فارس زنداني شدند . اما نزاع بر سر جانشيني يعقوب بين بايسنقر ميرزا ( فرزندش ) با رستم ( نواده اوزون حسن )‌بار ديگر پاي خاندان صفوي را به ميان كشيد . در اين راستا رستم ميرزا براي مقابله با رقيب زورمند خود يعني بايسنقر ميرزا تصميم گرفت پسران حيدر را از زندان آزاد و با نيروي صوفيان رقيب را از ميدان به در كند . با رسيدن فرزندان حيدر به اردبيل ، علي ( فرزند ارشد ) در معيت لشگري كه از صوفيان فراهم كرده بود به مقابله با بايسنقر شتافت و او را در ميان رود كر شكست داد . اما به علت سوء ظن رستم بيك و بيمي كه وي از قدرت روز افزون هواداران سلطان علي داشت علي را ضمن توظئه اي در راه بازگشت به آذربايجان به قتل رسانيد و حكم دستگيري ابراهيم و اسماعيل را صادر كرد . ولي آن دو به كمك مشاوران نزديك خود از معركه گريختند و پس از مدتي اختفا در مشکین شهر و اردبيل به سوي گيلان رفتند و حاكم لاهيجان ( كاركيا ميرزا علي ) كه سادات شيعي آن سامان بود مقدم آنان را گرامي داشت . پس از چند ماه كه از اقامت فرزندان حيدر در لاهيجان گذشت ابراهيم به هواي ديدار وطن عازم مشکین شهر شد. اما اسماعيل تا سال 905 ه.ق. كهآغاز نهضت اوست شش سال در لاهيجان باقي ماند . او در اين مدت تحت نظر و مراقبت كاركيا ميرزا علي با خواندن و نوشتن و تعليم قرآن و فنون سواري و تير اندازي آشنا شد . سرانجام در نيمه محرم سال 905 ه.ق. كه دوازده سال تمام داشت ، با مشورت " اهل اختصاص " به ويژه حسين بيگ الله و ابدال بيگ دده تصميم به خروج از لاهيجان و عزيمت به سوي اردبيل گرفت . در اين جريان هر اندازه ميرزا علي كوشيد از تصميم زود رس او ممانعت كند ، فايده اي نبخشيد . در راه حركت به اردبيل و از اين شهر به ارزنجان ، و هزاران نفر از مريدان و صوفيان نواحي مختلف و عشاير استاد جلو ،‌شاملو ، ذوالقدر ، افشار ، قاجار و ورساق به اردوي اسماعيل پيوستند . او ابتدا تصميم داشت به منظور جهاد به گرجستان عزيمت كند ولي در ارزنجان تصميم او تغيير كرد و آماده جنگ شروان گرديد . انگيزه او از اين اقدام ، انتقام از شروانشاه بود ( زيرا پدر و جدش در جنگ با او به قتل رسيده بودند ) . اسماعيل همراه سپاه خود پس از عبور جسورانه اي از رود كر ( كورا ) و تصرف شماخي ، شروانشاه را در نزديك قلعه گلستان شكست داد و به قتل رسانيد ( 906 ه.ق ) . پس از آن قلعه شهر نو و باكو و گلستان را تسخير كرد و در ناحيه شرور بر قواي الوند بيگ آق قويونلو كه به كمك فرخ يسار پادشاه شروان شتافته بود غلبه كرد و او را مجبور ساخت به سوي عراق بگريزد و خود پس از عبور از نخجوان پيروزمندانه وارد تبريز گرديد ( 907 ه.ق. ) و با فتح تبريز ، دولت صفوي پا به عرصه وجود نهاد .
شاه اسماعيل در
نخستنين جمعه پيروزي ، فرمان داد تا خطيب شهر خطبه ائمه اثني عشر ( ع ) را بخواند و جمله هاي " اشهدان عليا" ولي الله " و " حي علي خير العمل " را اذان بگويد . همچنين ، مذهب دوازده امامي به عنوان مذهب رسمي كشور اعلام گردد.
نخستين سالهاي سلطنت
شاه اسماعيل صرف از ميان بردن قدرت و نفوذ دولت آق قويونلو و سركوب حكام محلي شد . وي از سال 907 ه.ق. تا فتح خراسان به سال 916 ه.ق. در جنگ همدان سلطان مراد آق قويونلو را ( كه فرمانرواي عراقين و فارس و كرمان بود ) شكست داد و مناطق تحت نفوذ آق قويونلوها را تسخير كرد . همچنين طي جنگهايي با مراد بيگ آق قويونلو رئيس محمد كره ( حاكم ابر قوه ) حسين كياي چلاوي ( حاكم فيروز كوه و سمنان و خوار ) ، ابوالفتح بيگ ( فرمانرواي كرمان ) و ديگر قدرتهاي محلي ، به عمر اين حكومتها پايان داد . در سال 913 ه.ق. ضمن جنگ با علاء الدوله ذوالقدر ، ديار بكر را فتح كرد و در سال 914 ه.ق. حاكميت خود را بر بغداد و عتبات مسلم گردانيد . همچنين خوزستان و هويزه را ( كه در تصرف سادات مشعشعي بود ) به تصرف در آورد و به نفوذ باريك بيگ پرناك در عراق عرب پايان داد . در سال 915 ه.ق. براي جنگ با محمد خان شيباني ( فرمانرواي ازبك ) كه بر خراسان و شرق ايران تا كرمان تسلط يافته بود تصميم به تدارك لشكر گرفت . شيبك خان ازبك يا محمد شيباني پادشاه دولت ومقتدري بود موسوم به " شيبانيان " . اعقاب شيبان ، پسر جوجي خان ، از اواخر قرن هشتم ه.ق. به تدريج بر ماوراء النهر مسلط شدند و محمد خان در سال 900 ه.ق. بر سراسر اين ناحيه تسلط يافت. وي با استفاده از ضعف بازماندگان دولت تيموري ، بر خراسان و نواحي شرقي ايران غلبه كرد . ظهور دولت شيعي صفوي ، دشمني دولت شيباني و دولت عثماني را ( كه هر دو از مذهب تسنن حمايت مي كردند ) برانگيخت و موجب يك رشته مخاصمات و محاربات بين ايران و دولتين مذكور شد و طبعا" نوعي اتحاد و همبستگي بين آن دو در راه مبارزه عليه دولت صفوي برقرار گرديد . اسناد و مدارك مشعر بر مكاتبات فيمابين دولت عثماني و ازبك ، اين اتحاد را اثبات مي كند . تجاوزات ازبكان در خراسان و شرق ايران و ارسال نامه هاي تهديد آميز محمد شيباني به پادشاه صفوي شاه اسماعيل را به تدارك جنگ خراسان مصمم ساخت . وي پس از فراخواندن سپاهيان از مناطق مختلف كشور رهسپار خراسان شد و در شعبان سال 916 ه.ق. در نزديكي شهر مرو شكست سختي به ازبكان وارد ساخت و محمد خان شيباني در اثناي اين جنگ به قتل رسيد. شكست ازبكان را تسخير تمامي شهرهاي خراسان و ماوراءالنهر را بر روي شاه اسماعيل گشود و مرزهاي شرقي دولت صفوي ، ازيك سو تا بلخ و از سوي ديگر ، تا آمو دريا گسترده شد . اگر چه شاه اسماعيل علاقه چنداني به امر اداره ماوراءالنهر از خود نشان نداد و تنها به علت تجاوزات امراي ازبك ناگزير به لشكر كشيهاي مجدد به آن ناحيه گرديد ، ولي با منصوب كردن حكامي در شهرهاي مختلف ، عملا" حاكميت دولت صفوي را در حوضه جنوبي رود جيحون تثبيت كرد .
شكست ازبكان
عكس العمل شديد كارگزاران دولت عثماني را برانگيخت و سياست آميخته با مماشات و تساهل سلطان با يزيد در برابر شاه اسماعيل با مخالفت شديد سران يني چري و علماي اهل تسنن عثماني روبه رو شد. مخالفان كه سلطان را سد راه مبارزه با دولت صفوي مي دانستند به دور سليم ( فرزند او ) گرد آمدند و ضمن توطئه اي كه به مرگ با يزيد انجاميد اين مانع را از سرراه برداشتند .
سلطان سليم پس از فوت پدر ، به قصد
جنگ با شاه اسماعيل و براندازي دولت نوپاي صفوي سپاه بزرگي از يني چريها و ممالك دست نشانده فراهم ساخت و پس از قتل عام شيعيان و طرفداران شاه اسماعيل در آناتولي در محرم سال 920 ه.ق. به سوي ايران حركت كرد. وي در ماه رجب همين سال در دشت چالدران ( نزديك خوي مستقر شدو در شرايطي كه سپاهيان عثماني از لحاظ كثرت عدد و مجهز بودند به اسلحه گرم از امتياز بزرگي برخوردار بودند جنگ آغاز گرديد. با تمام رشادت و جلادتي كه شاه اسماعيل و امراي قزلباش نشان دادند جنگ با پيروزي سلطان سليم خاتمه يافت و شهر تبريز سقوط كرد . اما سلطان عثمان تنها چند روزي توانست در آذربايجان بماند . بيم از عدم امنيت و تداركات ، دوري از مركز حكومت و مهمتر از همه طغيان يني چريها ( به علت عدم رضايت از جنگ و كشتار مسلمانان ) وي را مجبور به عقب نشيني كرد .
اگر چه جنگ چالدران ضربه سنگيني به دولت صفوي وارد كرد ولي موجب از
بين رفتن آن نشد. بعد از واقعه چالدران شاه اسماعيل تا پايان عمر دست به كار مهمي نزد و بيشتر اوقات خود را به آسودگي و فراغت گذراند و جز اعزام لشكرياني به ماوراءالنهر و گرجستان ( براي فرونشاندن پاره اي طغيانها ) حركت مهمي انجام نداد . سرانجام در 15 رجب سال 930 ه.ق. شاه اسماعيل پس از بازگشت از ييلاق شكي به آذربايجان در ناحيه سراب در 38 سالكي چشم از جهان فروبست در حالي كه دولتي با ثبات بنيان نهاده بود كه طي دو قرن ادامه يافت و از نظر تشكيلات و نظامات از مهمترين دولتهاي بعد از اسلام در ايران شمرده مي شود .

۱۳۸۳/۱٠/۱٥ - حامی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

شاه اسماعيل صفوي فرزند مشکين شهر

تهماسب ، بزرگترين فرزند شاه اسماعيل كه در سال 919 ه.ق. به دنيا آمده بود . در يك سالكي به دستور پدرش به هرات انتقال يافت . به دليل اهميتي كه خراسان داشت حكومت اين سرزمين تا رود آمويه ( جيحون ) اصطلاحا" به او تعلق گرفت و ديوسلطان روملو ( حاكم بلخ ) به للگي او انتخاب شد . تهماسب هنگام مرگ پدر ده سال و شش ماه داشت كه به سلطنت رسيد . وي از سال 930 ه.ق. تا 984 ه.ق. مدت 54 سال سلطنت كرد كه بيشترين ايام سلطنت در دوران صفوي محسوب مي شود . او شجاعت و صلابت پدررا نداشت ولي از نظر كشور داري و تنظيمات زمان حكمراني او را بايد يكي از مهمترين ادوار صفويه شمرد. شاه اسماعيل در عمر كوتاه خود كه بيشتر در جنگهاي داخلي و خارجي گذشت ، موفق نشد دولت نوبنياد صفوي را بر اساس تشكيلات اداري و نظامات مذهبي استوار كند ولي اين كار در دوران سلطنت طولاني تهماسب جامه عمل پوشيد. نيمه اول سلطنت او بيشتر در رفع نفاق و چند دستگي سران قزلباش و اداره جنگ در سر حدات شرقي و غربي مملكت گذشت . دشمنان سر سخت دولت صفوي يعني ازبكان و عثمانيان از همان آغاز زمامداري تهماسب حملات خود را به ايران آغاز كردند . عبيدالله خان ازبك و امراي ديگر او به طور مداوم خراسان را مورد تاخت و تاز و نهب و كشتار قرار مي دادند . سرانجام در جنگ بزرگ " جام " در سال 935 ه.ق. با شكستي كه تهماسب به عبيدالله وارد كرد ، براي مدتي خراسان از حملات ازبكان در امان ماند در جبهه غرب شاه تهماسب با دشمن بزرگي همچون سلطان سليمان قانوني مواجه بود . سلطان عثماني وارث سرزمينهاي وسيعي بود كه پدرش در اروپا و آسياي غربي و شمال آفريقا به دست آورده بود . البته خود او هم مرتبا" بر دامنه اين ب متصرفات مي افزود . ضعف و پراكندگي سللطين اروپا به او فرصت داد تا سپاهيان عثماني را به پشت دروازه هاي وين برساند و بروز اختلاف در بين سران قزلباش در ايران نيز ، امكان حمله به سر حدات غربي صفويه را براي او فراهم آورد .
فرار اولامه سلطان تكلو از سران معتبر قزلباش به عثماني و پناهنده شدن القاص ميرزا برادرشاه تهماسب به سلطان سليمان و تحريكاتي كه در استانبول عليه ايران انجام دادندآتش جنگ ميان دولت صفوي و حكومت عثماني را دامن زد . سپاهيان عثماني چندين بار به مناطق غربي متصرفات صفوي و آذربايجان حمله كردند . شاه تهماسب نيز هر بار با از ميان بردن تداركات و ويران ساختن آباديها و امكانات زندگي و حملات ايذايي پيشرفت آنان را مانع مي گرديد . به نحوي كه لشكر كشيها به نتايجي كه منظور نظر سلطان عثماني بود منجر نشد. حتي در بعضي از جبهه ها مانند قفقاز متحمل شكست شدند . اسماعيل ميرزا ، فرزند شاه تهماسب در سال 958 ه.ق. با فتح ارزته الروم و كردستان و ارمنستان مناطقي را كه به اطاعت سلطان عثماني در آمده بود مطيع كرد .
شاه تهماسب به علت نزديكي تبريز به مرزهاي عثماني و آسيب پذيري اين شهر و دوري تبريز از خراسان كه همواره مورد هجوم ازبكان قرار مي گرفت در سال 965 ه.ق. پايتخت خود را به قزوين منتقل كرد . از اين تاريخ تا سال 1006 ه.ق. ( كه شه عباس اول اصفهان را مورد توجه قرار داد ) شهر قزوين پايتخت صفويه بود . از وقايع عمده دوران شاه تهماسب پناهندگي همايون ( پادشاه هند ) و با يزيد ( شاهزاده عثماني ) بود كه هر دو رويداد تاثير زيادي در رابط ايران و هند و عثماني داشت . در سال 950 ه.ق. همايون پادشاه هند به علت اختلافاتي كه بين او و شيرخان افغاني رخ داده بود بر اثر نفاق برادرانش ناگزير هند را ترك كرد و با كسان نزديك خود به شاه تهماسب پناهنده شد . شاه تهماسب مقدم مهمان خود را گرامي داشت و فرمان داد او را با اعزاز و احترام تا پايتخت همراهي كنند . همايون بعد از مدتي اقامت در ايران با نيرويي كه پادشاه صفوي در اختيار او گذاشت به هند بازگشت و سلطنت از دست رفته خود را به دست آورد . اين واقعه چنان تاثير خوبي در روابط دوستان ايران وهند باقي گذاشت كه تا انقراض صفويان ( به استثناي مواردي چند كه اختلافاتي بين طرفين در مسائل مرزي به ويژه قندهار پيش آمد ) ادامه يافت .
در سال 967 ه.ق. با يزيد به علت پاره اي اختلافات كه با پدرش ( سلطان سليمان ) و برادرش ( سليم ) پيدا كرده بود با ده هزار سرباز مسلح از آناتولي وارد ايران شد و از شاه تهماسب تقاضاي پناهندگي كرد . ساه تهماسب نهايت اعزاز و احترام را در حق مهمان خود به عمل آورد و دستور داد او و نزديكانش را در كاخ مناسبي جاه دهند . سلطان عثمان كه از آمدن يزيد به ايران اطلاع يافت با ارسال نامه هاي مكرر كه گاه جنبه تحبيب و گاه تهديد داشت استرداد با يزيد را از شاه تهماسب تقاضا كرد . وساطتها و تقاضاهاي شاه نيز براي عفو شاهزاده عثماني به هيچ وجه موثر واقع نشد. سرانجام سلطان صفوي براي جلوگيري از تهاجم عثماني و شعله ور شدن جنگهايي كه به موجب صلح آماسيه متوقف شده بود . با يزيد و فرزندان او را تسليم ماموران عثماني كرد . متعاقب آن در سال 969 ه.ق. صلحي بين طرفين منعقد گرديد و جنگهاي غرب كشور براي مدتي نسبتا" طولاني خاموش شد .
شاه تهماسب در پنجاه و چهارمين سال سلطنت خود در پانزدهم ماه صفر سال 984 ه.ق در قزوين وفات كرد و پس از چندي جسد او را در مشهد مقدس دفن كردند . شاه تهماسب به ظاهر مردي ديندار و پايبند تكاليف و فرائض ديني بود . اگر چه مذهب شيعه در زمان پدرش مذهب رسمي كشور شد ولي استقرار و گسترش آن در دوره هاي شاه تهماسب انجام گرفت . در اين دوره با آمدن علماي شيعه از لبنان و عراق و بحرين تشكيلات مذهبي بر مبناي منظمي قرار گرفت . دوران صلح و آرامش طولاني بين ايران و عثماني به شاه تهماسب فرصت داد تا سازمان اداري و نظامي و اقتصادي دولت صفوي را بر پايه مستحكمي بنا كند . در واقع ، استقرار حاكميت اين دولت در دوره او انجام پذيرفت .
بعد از مرگ شاه تهماسب پسر دومش ( اسماعيل ميرزا ) كه به دستور پدر در قلعه قهقهه واقع در مشکین شهر زنداني بود با حمايت اكثر اميران قزلباش به پادشاهي رسيد . وي يك سال و نيم سلطنت كرد اما در همين مدت كوتا به جنايات دهشت انگيزي دست زد . او اغلب رجال مملكتي را كه پس از مرگ پدرش از سلطنت حيدر ميرزا ( برادر كهترش ) حمايت كرده بودند از ميان برداشت و به اين نيز اكتفا نكرد و براي اينكه خيال خود را از رقباي سلطنت آسوده سازد دستور قتل همه شاهزادگان صفوي را صادر كرد و تنها كساني كه در اين جريان از چنگ او رهايي يافتند برادر بزرگش ( محمد ميرزا ) و پسران وي حمزه ميرزا و عباس ميرزا بودند كه اگر دوران پادشاهي او ادامه مي يافت ، آنان را نيز نابود مي كرد . اسماعيل دوم در بحبوحه قتل شاهزادگان صوفيان قزوين را هم كه سر سپردگان پدرش بودند سركوب كرد . همچنين ، در اوايل سلطنت به طرفداري از تسنن علماي طراز اول تشيع را از خود دور ساخت .
مرگ او در سيزده رمضان سال 985 ه.ق. روي داد . لازم به ذكر است كه در دوران فرمانروايي كوتاه او حادثه اي در مرزهاي مملكت اتفاق نيفتاد . بعد از فوت شاه اسماعيل دوم دولتمردان صفوي و امراي قزلباش براي سلطنت محمد ميرزا ( پسر بزرگ شاه تهماسب ) با يكديگر همداستان شدند . او به خدابنده معروف شد از سال 985 تا 996 ه.ق. پادشاهي كرد . از آنجا كه وي با صره اي ضعيف و طبعي ملايم داشت قادر به اداره امور نبود و زمان كارها بيشتر در دست زوجه اش " فخر النساء بيگم مهد عليا " قرار گرفت .مهد عليا زني مقتدربود كه در برابر امراي قزلباش كه مي خواستند از ضعف پادشاه استفاده كنند و اعمال قدرت نمايند ايستادگي مي كرد . همين امر مخالفت تعدادي از سرداران را كه در پايتخت صفوي مستقر بودند برانگيخت تا جايي كه توطئه اي بر ضد او ترتيب دادند و وي را به قتل رساندند. پس از آن آتش اختلاف خانوادگي بالا گرفت و هر اميري در گوشه اي از مملكت بساط خود سري گسترد . امراي خراسان كه در راس آنان مرشد قلي خان استاد جلو و عليقلي خان شاملو بودند عباس ميرزا را از سلطنت برداشتند و در ايالات ديگر نيز كه در تيول سركردگان نظامي بود نشاني از اقتدار دولت مركزي نماند . در اين ميان دولت عثماني كه از اين اختلافات داخلي آگاه بود از فرصت استفاده كرد و مرزهاي صفوي را در غرب و شمال غرب مورد حمله قرار داد و اراضي وسيعي را تصرف و شهر تبريز ( مهمترين شهر آذربايجان ) را اشغال كرد . ازبكان نيز مقارن همين احوال شهرهاي خراسان را در معرض تاخت و تاز قرار دادند . حمزه ميرزا وليعهد سلطان محمد كه بارها در برابر سپاهيان عثماني به عمليات متهورانه اي دست زده بود در شرايطي كه ميتوانست بر مشكلات داخلي و خارجي غلبه كند به دست چند تن از اميران مورد اعتماد خويش كشته شد. از آن پس بردامنه خودسريها افزوده شد و خلئي در دستگاه حاكميت به وجود آمد . مرشد قلي خان استاد جلو از اين فرصت استفاده كرد و پس از كنار گذاشتن رقيب خود ( عليقلي خان استاد جلو ) و به دست گرفتن اختيار عباس ميرزا ناگهان به همراه شاهزاده به قزوين تاخت و پايتخت را متصرف شد و عباس ميرزا را به نام " شاه عباس " بر اريكه قدرت نشاند 0 14 ذيقعده سال 996 ه.ق. ) و به اين ترتيب سلطنت سلطان محمد عملا" پايان يافت .


دوران پادشاهي شاه عباس اول ( 1038 – 996 ه.ق. ) فصل تازهاي در تاريخ دولت صفوي گشود . او را بايد پادشاهيزيرك و سياستمدار و قدرت طلب خواند . او كه از نزديك و دور جريان حوادث را دنبال مي كرد به فراست دريافته بود كه عامل اصلي آشفتگيها قدرت طلبي امراي قزلباش است . پس قبل از هر كار بر آن شد تا به اعمال اين اميران پايان بخشد . نخست با كمك مرشد قلي خان كه در راس امور نظامي و اداري قرار گرفته بود سران گردنكش قزلباش را از ميان برداشت . سپس او را نيز به قتل رساند و با انتصاب سركردگان و حكام ولايتها و ايالتها از درجات پايين تر كه به صورت كامل از خود او اطاعت داشتند سلطنت مطلقه اي را برقرار نمود . وي براي مقابله با ازبكان و عثمانيان و عقب راندن آنان نخست با دولت عثماني مصالحه كرد. آن گاه را براي جنگ با ازبكان به خراسان برد و تا سال 1007 ه.ق. نواحي مختلف اين ايالت را تصرف آنان خارج كرد . سپس در تجديد نظر در سازمان سپاه و انحلال قزلباش سپاه قوللر و شاهسون را پديد آورد و همكاري متخصصاني كه برادران شرلي از انگلستان به ايران آورده بودند ارتش را به سلاح گرم مجهز كرد. وي از سال 1011 ه.ق. به بعد با يك رشته عمليات تهاجمي كه تا سال 1034 ه.ق. به طول انجاميد مناطقي از قفقاز و آناتولي و عراق و عرب را از تصرف عثمانيها خارج كرد و مرزهاي مملكت را به حدود دوران شاه اسماعيل بازگرداند . همچنين با مقابله سياسي و نظامي با پرتغاليان در خليج فارس قدرت دولت صفوي را بر جزاير و بنادر خليج فارس برقرار نمود .
با استقرار مجدد امنيت و ثبات در داخل كشور و علاقه شاه عباس به تقويت بنيه نظامي و اقتصادي كشور فصل تازه اي در مناسبات ايران با كشورهاي اروپايي گشوده شد و يكي از نتايج آن رشد بازرگاني داخلي و خارجي به ويژه در زمينه توليد و فروش ابريشم وجلب منافع مالي فراوان بود . تمايل او به عمران و آباداني موجبات رشد معماري و برپايي بناهاي عام المنفعه ،‌راهها ،‌كاروانسراها ،‌پلها ، مساجد ، مدارس و نيز تعالي بخشهاي مختلف هنري را فراهم نمود كه شاخصترين پديده در عصر صفوي و حتي در تاريخ ايران محسوب مي شود .
اين پادشاه در حالي كه جانشين لايقي از خود باقي نگذاشته بود در 24 جمادي الاول سال 1038 ه.ق. ( پس از چهل دو سال پادشاهي ) وفات يافت . دولتمردان صفوي ، نواده او ( سام ميرزا )‌ را از حرمسراي سلطنتي بيرون آوردند و با نام شاه صفي به سلطنت نشاندند ( 14 جمادي الثاني 1038 ه.ق.).
شاه صفي كه دوران كودكي خود را در حرمسرا و بيگانه با مسائل سياسي و نظامي گذرانده بود لياقت آن را نداشت كه مملكت پهناوري را كه جدش براي او باقي گذاشته بود اداره كند . در اوايل سلطنت تحت نفوذ و تاثير بانوان حرم و رجال فرصت طلب امام قلي خان ( فاتح جزير هرمز ) و فرزندان او را به سبب سوء ظني بي مورد به قتل رسانيد . همچنين زينل خان شاملو ( سپهسالار)‌ را در زمان جنگ با عثماني از ميان برداشت . سلطان (مراد چهارم ) عثماني با استفاده از ضعف و ناتواني و بي لياقتي جانشين شاه عباس پيمان صلحي را كه بين ايران و عثماني انعقاد يافته بود زيرپا گذاشت و به منظور باز پس گيري مناطقي كه در زمان شاه عباس از دست رفته بود به مرزهاي ايران حمله كرد . وي در سه جنگ كه بين سالهاي 1038 تا 1048 ه.ق. رخ داد شهر بغداد را كه مهمترين مركز سوق الجيشي ايران براي حفظ عراق و عرب بود به تصرف خود درآورد. سپس معاهده صلح زهاب ( 1049 ه.ق. / 1639 م. ) برقرار گرديد و به موجب آن بغداد و عراق عرب به صورت رسمي جزء متصرفات عثماني شد و خط مرزي دو مملكت به نواحي مندلي و شهر زور و مريوان منتهي گرديد .
همچنين به علت بروز آشفتگيهايي در شرق قندهار به دست گوركانيان هند افتاد . ( 1049 ه.ق. ) شاه صفي در 12 صفر سال 1052 ه.ق. فوت كرد و در همين سال فرزندش عباس ميرزا ملقب به " شاه عباس ثاني " به سلطنت رسيد . در زمان سلطنت شاه عباس دوم ( 1076 تا 1052 ه.ق. ) به علت رعايت قرارداد صلح زهاب بين دولتين ايران و عثماني جنگي رخ نداد لكن در ناحيه قندهار كه مرز ايران و دولت بابري هند شمرده مي شد جنگي بين دو دولت ايران و هند روي داد كه به شكست سپاه هند و تصرف قندهار منجر گرديد .
روابط ايران و دولت بابري هند از بدو تاسيس دولت صفوي همواره حسنه بود . بين ظهير الدين بابر و شاه اسماعيل ( به علت همكاريهايي كه در جنگ با ازبكان و ديگر مخالفان داشتند ) دوستي و الفتي متقابل برقرار بود . همايون پادشاه مخلوع هند با كمك شاه تهماسب سلطنت از دست رفته خود را باز يافت . مناسبات اكبر شاه با شاه عباس اول با تفاهم و مدارا توام بود . تسامح مذهبي دولت گوركاني هند همراه با رونق بازار تجارت هندوستان سبب شد تا پيروان مذاهب گوناگون از جمله هزاران شيعه و سني ايراني ( كه غالبا" صاحبان حرفه و بازرگانان و ارباب فضل و هنر بودند )‌به هند كشانده شوند. البته اين امر خود موجب رواج آداب و سنن و فرهنگ ايران در هند شد . در زمان شاه جهان به علت توسعه طلبي اين پادشاه و ضعف سرحدداران ايران و اختلال در دولت مركزي شهر قندهار كه از نظر موقعيت نظامي حائر اهميت بود به تصرف دولت هند در آمد . همين مساله شاه عباس دوم را بر آن داشت تا براي باز پس گيري اين شهر لشكر كشي كند . در نتيجه اين لشكر كشي شهر قندهار در سال 1059 ه.ق. بار ديگر به تصرف ايران درآمد . شاه عباس تلاش سران شورشي گرجستان را كه به تحريك تهمورث خان و پشتيباني روسيه انجام گرفته بود خنثي كرد و مانع تجريه و وابستگي آن به روسيه گرديد.
دوران شاه عباس ثاني ( همانند دوران شاه عباس اول ) دوران رونق اقتصادي ،‌عمران و آباداني ، اعتلاي فرهنگي و دوران ظهور رجال دين و دانش بود .
اين پادشاه در 23 ربيع الاول سال 1077 ه.ق. وفات يافت و پسرش صفي ميرزا با نام " شاه سليمان " به سلطنت رسيد .
شاه سليمان ( 1106 – 1077 ه.ق. ) پادشاهي نالايق و بي اراده و آلت دست خواجگان و رجال متنفذ دولتي بود . نخستين نشانه هاي انحطاط و سقوط صفوي از زمان او ظاهر شد . اگر حادثه مهمي در مرزها رخ نداد در درجه اول به سبب آن بود كه هنوز آوازه قدرت ايران عصر شاه عباس اول طنين انداز بود و در ثاني در كشورهاي مجاور ايران دولتهاي نيرومندي مانند گذشته وجود نداشت تا تهديدي جدي به شمار روند . اين آرامش نسبي در روزگار شاه سليمان با توسعه مناسبات خارجي و روابط بازرگاني به ويژه در زمينه ابريشم همراه بوده است . در اين زمان كه بايد آن را عصر توسعه قدرتهاي بزرگ اروپا ناميد توجه اين دولتها به بازرگاني با مشرق زمين افزايش يافت و ايران خود يكي از كانونهاي مهم اين بازرگاني بود . از ويژگيهاي ديگر اين دوران ، ورود بازرگانان و سياحتگران و ميسيونرهاي خارجي است كه با انگيزه اقتصادي ، بهترين توصيفها را در زمينه اجتماعي ايران ارائه داده اند . شاردن ، تاورنيه ، كمپفر ، سانسون ، كروسينسكي و مبلغان مسيحي را بايد از اين نمونه ها به شمار آورد .
آخرين سلطان كشور يكپارچه صفوي ( قبل از سقوط نهايي آن به دست نادر شاه افشار ) سلطان حسين بو.د كه بعد از شاه سليمان از سال 1106 تا سال 1135 ه.ق. سلطنت كرد . عوامل پنهان و آشكاري كه از قبل زمينه انحطاط و انقراض دولت صفوي را فراهم ساخته بود در دوران پادشاهي اين شخصيت ضعيف النفس و با حسن نيت رخ نمود. افزايش مالياتها ، تعدي حكام خود كامه و تازه به دوران رسيده و فشار زياد به اقليتهاي مذهبي نفوذ عناصر غير مسئول و خواجگان حرم در دستگاه دولتي طرد شخصيتهاي كاردان از دستگاه اداري و نظامي و بي ارادگي شاه در برخورد با حوادث مقدمات فروپاشي نظام دولت صفوي را فراهم ساخت . شورش طايفه غلزايي ساكن قندهار در سال 1113 ه.ق. كه از جانب دولت هند دامن زده مي شد و شورش ابداليان هرات در سال 1118 ه.ق. خود مقدمه اي بود بر سقوط دولتي كه شاه و اطرافيان او طي 17 سال نتوانسته بودند با تدبير و يا قدرت از آن جلوگيري كنند .

۱۳۸۳/۱٠/۱٥ - حامی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

شهرستان مشكين شهر

شهرستان مشكين شهر

شهرستان مشكين شهر در شمال غربي‌ ايران و839 كيلومتري تهران واقع شده است وجمعيتي بالغ بر164007 نفر را در خود جاي داده است.آب وهواي اين شهرستان معتدل كوهستاني است و دماي هوا در طول سال بين 30- و 30+ درجه سانتي گراد متغير است.كوه معروف سبلان در 25 كيلومتري اين شهر واقع شده ‌است. اورامي ، وراوي ، خياو و پشگين شهر، اسامي قديمي اين شهر بوده است
محصولات كشاورزي: انگور - سيب - هلو - خربزه - گندم - جو
رودهاي مهم: خياو چاي - مشكين چاي - اونار چاي - قره سو
گردشگاهها: سبلان (ساوالان) و دامنه هاي زيباي آن - پارك جنگلي – شيروان دره سي – هوشنگ ميداني - قره سو - زيستگاههاي قاراگول، موئيل، آيقار، ساربانلار، حرم داغي، توبنق، ارباب كندي و حاجيلو
آبگرمهاي معدني: قوتورسويي – قينرجه – ايلاندو – شابيل – مليك سويي – موئيل سويي – آق سو
آثار تاريخي: سنگ نبشته شاپور دوم ساساني _ بقعه شيخ حيدر _ قلعه قهقهه _ قلعه ارشق _ كهنه قلعه _ مقبره سيد جعفر _ مقبره سيد سليمان _ كاروانسراهاي قانلي بلاغ، رضي و نقدي _ قلعه قشلاق زاخور _ ديو قالاسي _ قلعه بربر _ غارها و تپه هاي تاريخي

۱۳۸۳/۱٠/۱٥ - حامی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

صنايع دستي مشكين شهر

صنايع دستي مشكين شهر
-
فرش كله قوچي و كناره با شهرت جهاني
-
فرش و قالي ابريشمي
-
جاجيم ،- گليم و الاز كه به صورت سنتي توسط زنان و دختران روستايي و عشاير ي بافته مي شود
-
ورني منطقه مشكين شهر كه در سالهاي اخير توجه تجار داخلي و خارجي را به خود جلب كرده است
غلامرضا نورمحمد نصرآبادي

۱۳۸۳/۱٠/۱٥ - حامی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

قلعه قهقهه مشکين شهر


اين قلعه در 3 كيلومتري غرب روستاي كئچوبه از توابع دهستان يافت بخش ارشق شهرستان مشكين شهر در استان اردبيل واقع است. تپه اي كه قلعه بر بالاي آن احداث گرديده نزديك به1000 متر از سطح زمينهاي اطراف ارتفاع دارد و از پاي تپه سنگي كه قلعه روي آن واقع شده تا ورودي آن كه در شمال قلعه به صورت طاق قوسدار هلالي آجري نمايان است قرار دارد. هنگامي كه وارد قلعه مي شويم با محوطه اي وسيع و با شيبي ملايم روبرو هستيم. درشرقي ترين نقطه ، روزنه اي مثلثي شكل كه درون تخته سنگهاي بزرگي قرار دارد وسقف دوسويي آن ريخته مشرف بر دره اي عميق جلب نظر مي كند از اين نقطه كه گويا تواماً به مدد عوارض طبيعي و دست بشري به وجود آمده براي ديده باني جبهه شرقي قلعه استفاده مي شده است. براي حصاركشي دور قلعه و از بين بردن پستي و بلندي و تراز از آجر استفاده شده و روي آن سنگ تراشيده كار شده است. هرحصاري يك دروازه دارد وحصار اصلي داراي چهار برج و دروازه آن داراي دو برج 5 ضلعي است بعد از دروازه يك راهرو به ارتفاع 3 متر باطاق تونلي ديده مي شود.
اين قلعه داراي 11 استخر (حوض آب) است كه دربدنه كوه كنده شده است و در قله كوه اطاق هايي با پايه هاي قطور آجري وسنگي ساخته شده كه احتمال مي رود مخصوص فرمانده قلعه بوده براساس شواهد تاريخي ومعماري كه در بدنه صخره وكوه ايجاد گرديده از آن به عنوان زندان بهره مي بردند درخصوص تاريخچه باستان شناسي آن بايد گفت بر اساس شواهد سطحي الارضي وآثار سفالهاي جمع آوري شده از سطوح تپه تاريخ آن به قبل از اسلام مي رسد ولي درخشانترين آثار موجود اين قلعه مربوط به عصر پرشكوه صفوي مي باشد  

۱۳۸۳/۱٠/۱٥ - حامی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

گردشگاههاي مشكين شهر

1-  سبلان (ساوالان)
رشته كوه ساوالان در جنوب شرقي خياو و در فاصله 25 كيلومتري آن واقع شده است . ارتفاع آن بلندترين نقطه آن با نام سلطان ساوالان 4811 متر مي باشد . سلطان پس از دماوند معروفترين كوه ايران است كه درياچه اي زيبا در قلعه آن وجود دارد . ساوالان با رودها ، يخجالها ي دائمي و طبيعتي بكر ، نمونه ايست از هنر بي همتاي خلاق آن .
اين كوه بنا به روايات محل عبادت زرتشت ، پيامبر ايران باستان و جولان گاه بابك خرمدين بوده است.

2- پارك جنگلي:
در جنوب شرقي شهر واقع شده است و جاده آسفالته اي به طول 3 كيلومتر دارد در روزهاي تعطيل محل گردش و تفريح ساكنان بومي و گردشگران است.

3- شيروان دره سي:
در 30 كيلومتري جنوب شرقي خياو و در ارتفاع 2300 متري قراردارد . مساحتش بالغ بر 75 كيلو متر مربع است و محل زندگي حيوانات وخشي و پرندگان مي باشد . همچنين داراي صخره ها و غارهاي ديدني است.

4- هوشنگ ميداني
نام اصليش اشك ميداني است كه يادگار اشكانيان در جنگ با روميان است و گويا محل يييلاق لشكر اشكانيان بوده است . اين گردشگاه با طبيعتي زيبا در ارتفاع 2725 متري واقع شده است .
بنا به روايات اين ميدان ، محل جنگ بابك خرمدين با اعراب بوده است.

5-  آبهاي معدني
قوتور سويي- قينرجه - ايلاندو - شابيل - مليك سويي - موئيل سويي - آق سو

6-  ساير گردشگاهها
دامنه هاي سبلان ، قاراگول ، آيقار ، موئيل ، ساربانلار ، حاجيلو ، نصرآباد ، تبنق ، ارباب كندي و حرم داغي
غلامرضا نورمحمد نصرآبادي  

۱۳۸۳/۱٠/۱٥ - حامی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows  

بناهاي فرهنگي تاريخی شهرستان مشکین شهر


پل قديمي دوجاق   آرامگاه شيخ حيدر
پل قديمي دوجاق   امامزاده سيد سليمان
پل قديمي دوجاق   قلعه كهنه
پل قديمي دوجاق   دوي قلعه سي/قلعه ديو
قبور تاريخي ارباب كندي  قبرستان آب معرفي شامل
داش قلعه لنج آباد  تپه و قبرستان آق بلاغ
قلعه داشكن  مقبره اجاق
قبرستان اسلامي داشكن  تپه و گورستان اجاق و تاريخي
امامزاده بابيان  تپه و گورستان اجاق و قبور اسلامي
قبرستان اسلامي بابيان  قلعه احمد آباد
قبور گبري كوئيج  گورستان ارپاچوخوري
امامزاده سيد جعفر انار  قبور اسلامي ارجق
قبرستان انار  قلعه ارشق
دروازه درخت كهنه چنار انار  قبرستان اسلامي
قبرهاي درون باغمار انار  قبرستان اسلامي
قلعه لمبو  قبرستان اسلامي
قبور گبري لمبو  قبر اسلامي و اجاق
قلعه داشي چپقان  قبرستان اسلامي و امامزاده
امامزاده چپقان  قبرستان اسلامي و پير
قبرستان چپقان  قبرستان اسلامي و تاريخي
قبور گبري باقر داش چپقان  قلعه الوچ
قبور گبري شيخ لو  قبرستان انار
قبرستان ارجق  تپه و قبر انزان
قبرهاي استخرآب ارجق  قبر باستاني
قبور گبري ارجق  قلعه و تپه باستاني
مقبره سيد سليمان فخرآباد  قلعه و قبر باستاني
قبور گبري فخرآباد  تپه و قبر باستاني
قبرستان يوسف تپه سي مير عليلو  قلعه و قبر بالاخان و اردوگان
قبور گبري قشلاق محمد قلي  قلعه بربر
قبور گبري سلطان تپه عكليران  كاروانسراي بقايا
قبور گبري عكليران  قلعه بوبيني
داش قلعه نور علي خان ديبگلو  قلعه بويني
قبور گبري ييلاق ديبگلو  قبر پيرو
قلعه صلوات  قبرستان پيلقكت هوشنگ ميراني
قبرستان مسجد صلوات  قلعه و قبر تاريخي
قبرستان بارسي  قبر تاريخي
قلعه بارسي  قبر تاريخي
قبور گبري باريس  قلعه و قبرستان تاريخي
قيزلي قلعه پاشالو  قبر و تپه تاريخي
قبور گبري پاشالو  قبرستان تاريخي
قبور گبري خرابه حاجي لو  قلعه و قبور تاريخي
قبور گبري آغلاق  گورستان تاريخي
پل قره سو آغلاق  قبرستان تاريخي
قبور تاريخي عربلو  قبرستان تاريخي
قبرهاي نماي مسجد گنده  قبرستان جبارلو
قبور گبري كنده  قبرستان اسلامي جلاير
قلعه گبري سيد جعفرلو  قبرستان جنت سرا
قبور گبري سيد جعفر  قلعه جوق
قلعه جوق قورت تپه ارشق  قبر چمن
قلعه داشي قورت تپه  حمام ميري
قبرستان اجاق قورت تپه  قلعه خرده قشلاق
بقاياي پل تاريخي دره رود قره آغاج چرچرلو  گورستان خليفه قبري
قلعه تكلان پشت قره آغاج  قلعه داش
قبور گبري پشت قره آغاج  قلعه داش
قبور گبري نور كندي  قلعه و قبور تاريخي داش قلعه
قبور گبري شيران  قلعه و قبرستان داش قلعه و اجاق
قلعه گلن گپورسن  قلعه درمان تپه سي
قبور گبري گروگلن و گورسن  قلعه زاخور
قبور گبري قشلاقي  تپه و گورستان ساچلو
قبرستان خرمن يري شيخيلار  قبرستان ساربانلار
قلعه سولاخو  مقبره سيد جعفر
قبور گبري سولاخو  مقبره سيد دانيال
قبرستان علمدار  مقبره سيد عمارالدين
قبور گبري قشلاق دين پرور در كنچوبه  مقبره سيد ابراهيم
قلعه طاقچه لار  قبرستان شهريري و اسلامي
قلعه يري ميزان  مقبره شيخ بها الدين
قبور گبري قره گل  بقعه شيخ حيدر
قبرهاي ديوار مسجد سارخانلو  قبرستان شيخ محمدلو
قبور گبري قره درويش  تپه و قبرستان شيخ
آب انبار بوزخانه  كاروانسراي صفوي
قبور مسجد جنت سرا  عزيز قلعه سي
قبرستان صاحب ديوان  قبرستان فخرآباد
قبور گبري قيزيل دوزوز هره داغي اجاق دره سي  قبرستان قادرلو
قبور گبري مرجر دره سي ساطي عليا  قبرستان
قلعه بالا خانه ساطي سفلي  قبرستان
كاروانسراي رض  قبور اسلامي
قبور تاريخي گوترگه رض  قبور تاريخي
گور قلعه سي هفت چشمه  قبور تاريخي
قبور تاريخي مستعالي يواگري  قبور تاريخي اطراف آت گلي
قبور تاريخي حماملو  قبور تاريخي ييلاقات اطراف طاووس
قبور تاريخي ترحم قشلاقي  قبور تاريخي ييلاقات قيزيل يره
قبور تاريخي قدام خلر  قبرستان اسلامي قره قيه
قبور گبري لاهرود  قبور باستاني قره قيه
امامزاده سيد ابراهيم لاهرود  قبرستان قل چپقلو
قبرستان امامزاده سيد ابراهيم لاهرود  قلعه
قبور گبري كوپ چخان ينگجه  قلعه
قبور گبري ييلاق سونا بيگله  قبرستان قليچ لو
قبور گبري ييلاقات گوي چوخور  قبرستان قورشاقلوداغ
قبور گبري ييلاقات پيجيك  قلعه قهقهه
قبرستان سابانلار  قلعه قيزلي
قبور گبري قلچقلو  قبرستان كاروانسرا
قبور گبري وراغول  قبور باستاني كلي
قبور گبري آقا برون شيخ محمدلر  كنوز قلعه(قلعه دختر)
قبور گبري دوه چي  قلعه كوچك و بزرگ
قبور گبري حبش  قبر كول انباري
قبور گبري خانباز  قبرستان كول تپه
قبور گبري ارغوزلار مير كندي  قبرستان كويچ
قبور دوزلاخ عباسعلي كلهور  قلعه و قبر كهريز و باستاني
قبور گبري چولپاچار عاليشان سونه  قلعه كهنه
قبور گبري و محراب داشي هوشنگ ميداني  قلعه كهنه
قبور گبري ييلاقات قيرنل بره  قلعه گئور
قبور گبري خان بلاغي چنبلو  قلعه لمبر
قلعه ميرزا حسن كندي  قلعه و تپه مازانا
قبور گبري قوشا بلاغ ميرزا حسن كندي  حمام ماحدالدوله(عدل)
قبور گبري سروي ديرچي خرابه  قبور محمد ارباب كندي
قبرستان التي  قبور تاريخي مزه داغي
امامزاده التي  قبور مسجد لو
قبور گبري مزرعه خلف  قبرستان مغانلو - اجاق و امام باغي
قبور الي چال داغي  گورستان مكتب ارشاقلاوي
قبور تاريخي اوچان شيمر  قبرستان منبع و اسلامي
قلعه يري خرابه زرگر گلي بلاغي  امامزاده مير عليلو
قاطر قلعه زرگر  قلعه مير جعفرلو
قبور گلي بلاغ زرگر  قلعه و قبر مير قلعه سي و تاريخي
قبور گبري قاري مزرعه سي  قلعه ميزان
قبور ييلاقات كاووس گلي  قلعه وراغول
قبور گبري ييلاقات شابيل  قلعه وشهديري
قبور گبري ييلاقات توتورلوئي شيروان دره سي  قلعه هوقايلو
قبور گبري ساطي سفلي  قلعه يلانچي باليخ و قيز
قلعه وركهلي  قبر ييلاقات بالوقيه و چاي يوردي
قبور گبري برون ده  آغچه قلعه
قبور گبري يازداغهاي برون داشي قاپو  قلعه ديو
قبور گبري ييلاقات چاي گوزي  قلعه كهنه
قبور گبري اسكو قشلاقي شيران  قلعه حسن بيگ
قبور گبري چخماق يل سوني لاله كهريزي  مقبره سيد جعفر
قبور گبري مغان بر تپه سي پرشيان  قبرستان طاووس گلي
قبور گبري خورشيد آباد  قلعه قره تپه
قبور گبري كوه كنار  قبور تاريخي ارامي يوپير آقچه لو
قبور گبري حيدر آباد  قلعه داشي وراغون
قبرستان قادرلو  قلعه موئيل
قبور گبري كالامپا  قبور گبري موئيل
قبور گبري ييلاقات مسجدلو  مير قلعه سي
قبور گبري تازه كند چاي يورري  قبور تاريخي بادلوجه
قبور ييلاقات قره داغ  قلعه يري قارلار بادلوجه
قبور گبري شوركل  قبرستان اسلامي مقانلو دستگيرد
قبور گبري بالارقيه  قبور اسلامي بارزيل
قبور گبري لحاق  قبرستان امام و اجاق باغي بيجق
قبور گبري چخماق و كپر لعل كنج  قبرستان اسلامي قره تپه
قبور شوشي قره تپه دوه جي  قبور تاريخي ترزنق جبدرق
قبرستان اسلامي و قبور گبري يوسف خانكند  امامزاده الني
قبور ييلاقات فرخ بلاغ  قبرستان قره باغلار
قبور گبري داشلي تپه و قاشقاداش قشاقات  قبرستان مقانلو بيجق
قبور گبري ترحم قشلاق  قبرستان جلاير
قلعه گين ديمان قشلاق گوري چرچرلو  قلعه قيه قره تپه
قبور گبري تنبق  امامزاده سيد علا الدين
قبرستان خرده قشلاق بافت  كاروانسراي صفوي قانلو بلاغ
قبور قشلاق دوشانله  قبور تاريخي آغبلاغ گردكر
قبور گبري نقدي عليا  قبرستان رحيم بيگلو
قبور گبري نقدي سفلي  قبور شربت عالي قورلو
قبور گبري پيرازميان  قبور گبري قيزبلي داغ قورلو
قبرستان تاريخي مكتب اوشلقلارسي  قبور تاريخي رحيم بيگلو
قبور گبري شهريري و اطراف  قبور تاريخي قيز قلعه لنگه بيز
قلعه شهريري پيرازميان  قبور گبري يالانچي باليخ لنگربيز
قيز قلعه سي پيرازميان  قبور بيوك قلعه خليفه لو
قبور تاريخي اميركندي  قلعه خليفه لو
قبور تاريخي پيرتازه كند  قلعه لنگه بيز
قبور تاريخي گده كهريز  قبرستان سيد بيگلو
امامزاده گده كهريز  قبور تاريخي بالاوت پاش
امامزاده قوشه  قلعه گون پاپاق
قلعه بزرگ قلي بيگلو  قبرستان اسلامي مرادلو
قلعه كوچك قلي بيگلو  قبرستان خليفه داوود
گور قلعه ارباب كندي  قبرستان عماراتلو
قبرستان پير محمد كندي  قبور گبري چهارچمن
پل قديمي دوجاق   قبور تاريخي بالاجا ماذافا
پل قديمي دوجاق   قبرستان قره گل   

۱۳۸۳/۱٠/۱٥ - حامی | لینک دائم | پيام هاي ديگران () | Add to Del.icio.us  digg this post  add to google bookmarks  add to technorati   add to shadows